نماد عشق. . . یا نفرت
کسی شبیه خود ِ من ، شبیه تابوها . . .
دلش گرفته شدیداً از این هیاهوها
تو هم گذشتی و رفتی ، تویی که عشق منی
خطوط درد کشیدی به پشت زانوها
نگاه های غریبه ، نماد نفرت و غم
فرار می کند از من نگاه آهو ها
کسی شبیه خودم از خودم نمی پرسید
تو هم گرفته دلت از نبود شب بوها . . .
کجاست دختر کوه و کجاست خنده ی دشت
کجاست عاشقی و رقص آن النگوها . . .
کجاست سادگی ِ دلبرانه ی بندر
هوای شرجی و لنج ِ سیاه ِ جاشوها . . .
دلم گرفته از این شهر مست و از اینکه
سکوت مرگ تنیده بجای کوکوها
قسم به عشق به هرچیز خوب در دنیاست
هنوز منتظرم خیره بر فراسوها . . .
هنوز منتظرم تا ببینمت اینجا
تو را ، تو عطر دلنگیزو هُرم ِ گیسوها
رنج نامه ترنج در ٢۱ تیر ۱۳۸٩ |
یادگاری ()
