شکوه اندوه

شادم که در شرار تو می سوزم شادم که در خیال تو می گریم

نماد عشق. . . یا نفرت

کسی شبیه خود ِ من ، شبیه تابوها . . .

دلش گرفته شدیداً از این هیاهوها



تو هم گذشتی و رفتی ، تویی که عشق منی

خطوط درد کشیدی به پشت زانوها



نگاه های غریبه ، نماد نفرت و غم

فرار می کند از من نگاه آهو ها



کسی شبیه خودم از خودم نمی پرسید

تو هم گرفته دلت از نبود شب بوها . . .



کجاست دختر کوه و کجاست خنده ی دشت

کجاست عاشقی و رقص آن النگوها . . .



کجاست سادگی ِ دلبرانه ی بندر

هوای شرجی و لنج ِ سیاه ِ جاشوها . . .



دلم گرفته از این شهر مست و از اینکه

سکوت مرگ تنیده بجای کوکوها



قسم به عشق به هرچیز خوب در دنیاست

هنوز منتظرم خیره بر فراسوها . . .



هنوز منتظرم تا ببینمت اینجا

تو را ، تو عطر دلنگیزو هُرم ِ گیسوها

 


Weblog Themes By Pichak

<< ........ گذشته ها>>

راوی

گذشته ها

درباره ترنج


چه غریب ماندی ای دل،نه غمی نه غمگساری،نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری .............................................. به دنیای خیال زه من خوش آمدید



دریافت كد ساعت