شکوه اندوه

شادم که در شرار تو می سوزم شادم که در خیال تو می گریم

ای کاش

کاش می دانستم در پس این شب تار
چه طلوعی خفته ست
هر چه خواهد باشد
می توانم فردا در پس تقدیرم
به امید باران، تلخی خاطره را، دفن کنم
پس از آن می روید
ساقه ی نازکی از رویاها که به آن می بالم


Weblog Themes By Pichak

<< ........ گذشته ها>>

راوی

گذشته ها

درباره ترنج


چه غریب ماندی ای دل،نه غمی نه غمگساری،نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری .............................................. به دنیای خیال زه من خوش آمدید



دریافت كد ساعت