شکوه اندوه

شادم که در شرار تو می سوزم شادم که در خیال تو می گریم

دیار مستی

مگرای خدا چه باید

که از این دیار رفتن

به یکی گذر نیرزد

خنک آن سبوی دستی

به از این گذر گذشت و

هوس گذر ندارد

بر این دیار مستی


اشک

اشک اشک اشک

راز هر زیبائی

در نهایت ته ته عمق عمیق

زیر بید مجنون

پس آن لاله سرخ

روح خدا

مثل یک قطره اشک ناب و بی آلایش


Weblog Themes By Pichak

<< ........ گذشته ها>>

راوی

گذشته ها

درباره ترنج


چه غریب ماندی ای دل،نه غمی نه غمگساری،نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری .............................................. به دنیای خیال زه من خوش آمدید



دریافت كد ساعت